
دانلود رایگان انیمیشن زندگی یک حشره با دوبله فارسی A Bug’s Life 1998 بدون سانسور با لینک مستقیم و سه کیفیت 1080p + 720p + 480p به صورت دو زبانه به همراه زیرنویس فارسی نام کارتون: زندگی یک حشره – A Bug’s Life | سال تولید: 1998 | ژانر: کمدی، ماجراجویی مدت زمان: 94 دقیقه | زبان: دوبله فارسی + انگلیسی | محصول کشور آمریکا فرمت تصویر: MKV + MP4 | حجم: 1.4 گیگابایت + 720 مگابایت خلاصه داستان: داستان انیمیشن درباره مورچهای به نام “فلیک” (Flik) ا...
ادامه مطلب
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای وصال علیخانی با نام چی شده دلت گرفته ... ترانه: سودا – آهنگساز : وصال – تنظیم ، میکس و مسترینگ: حامد برادران گیتار : فیروز ویسانلو – ویولن : پیام تونی دانلود لینک مستقیم ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی با ما حرف می زند از حیوانات هم یاد میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول می خواهیم می گوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج نشستم؟ چند روز پیشا وقتی ما با مامانمان و بابایمان می رفتیم خونه عمه زهرا اینا یک تاکسی داشت می زد به پیکان بابایمان. بابایمان ...
ادامه مطلب
جوکهای زنانه فقط برای خانم ها آقایان نه در ادامه ......
ادامه مطلب
روحانی مچکریم .... وای روحانی رو ببین خوش تیپ تر از هموشونه...
ادامه مطلب
« داستانی زیبا از زرندگی آلبرشت دورر!» در یك دهكده كوچك نزدیك نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می كردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر میبایستی 18 ساعت در روز به هر كار سختی كه در آن حوالی پیدا میشد تن میداد. در همان وضعیت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رویایی را در سر میپروراندند. هر دوشان آرزو میكردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب میدانستند كه پدرشان هرگز نمیتواند آن ها را برای ادامه تحصیل ...
ادامه مطلب
درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد با دست اشارهای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند. کریم خان گفت: این اشارههای تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه میخواهی؟ درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است. چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نب...
ادامه مطلب